|
Out in the blue, Over this town, Over the trees , Subways and cars
|
با یه پیرهن دکلته ابی اسمانی تا نوک پام دارم تند تند موهای پرکلاغی شده ام رو برس میکشم و زورکی حالتش میدم .
یه نگاه تو اینه به خودم میندازم . یه صورت سفید با چشمای بادومی سیاه و موهای سیاه داره بهم نگاه میکنه . این منم . بهش دهن کجی میکنم .
الان من یه زن ۲۱ ساله هستم . اب دهنمو قورت میدم .....
حالا شانس اوردم تو ۲۱ سالگی دارم نرس میشم . یه اپارتمان فسقلی دارم که خودم توش زندگی میکنم . مستقلم و راه چاه زندگی کردن رو میدونم . کار خوبی هم تو بیمارستان دارم . دوستای خوبی هم دارم . هاپو کوچولو هم دارم .
اگه اینارو نداشتم چی ؟ الان میرفتم خودمو از پنجره پرت میکردم پایین .
من ۲۱ سالمه هنوز بچه ندارم . چه ابروریزی ! من ۲۱ سالمه ولی هنوز طعم مادر شدن رو نچشیدم . چه قدر ابروریزی .... همه دلخوشیم به اینه که امریکا زندگی میکنم و مستقلم
خیلی از دخترای همسن من تو بهترین جاهای دنیا زندگی میکنن و الردی درسشونو تموم کردن و سر خونه زندگیشون هستن و طعم مادر شدن رو چشیدن . ولی من هنوز نه !
خیلی ضایع هست نه !! که به ماشین و یه اپارتمان چسکی و زندگی تو امریکا و یه شوهر سابق که دیگه فراموشم کرده افتخار میکنم در حالی که خیلی ها جاهایی زندگی میکنن که صد برابر بهتره و همه چی دارن .
حالا ببینم این نرسینگ تموم بشه یه کاریش میکنم .
اههه کی این تابستون میشه
امروز NOVEMBER 17TH من ۲۱ ساله شدم
ازت متنفرم به خاطر تمام این سالها . متنفرم
امروز بعد از اینکه از بیمارستان اومدم هاپو کوچولو رو ژیگول کردم و بردمش یه ذره خیابون گردی و قدم زنی و خرید . خیلی خوب بود .
تو راه برای خودم موکا خریدم تا سردم نشه . هرکی هاپو کوچولورو میدید میخندید و ازم سوالای هاپو کوچولویی میپرسید . تا خونه یه عالمه پیاده روی کردیم.


بعد هاپو کوچولورو بردم گذاشتم خونه اکس بوی فرند نیوزلندیم تا با سگاش بازی کنه .
اکس بوی فرند نیوزلندیم منو که دید محکم بغلم کرد . یه لحظه بغض کردم . اخه دلم براش تنگ ....هیچی ولش کن . برای اکس بوی فرند نیوزلندیم کیک پرتغالی درست کردم .
البته همون کیک معمولی رو درست کردم فقط روش چند تا پرتقال گذاشتم گفتم این کیک پرتقالیه . بهش قول داده بودم براش کیک پرتقالی درست کنم . اونم بهم ۲۰ دلار تیپ داد . یه لحظه که کنارم وایساده بود خیلی دلم میخواست سرمو بذارم رو سینه اش و بغلش کنم . ولی نمیشه دیگه ... به قول فرشته مگه تو ج*نده ای ؟
اخه چیکار کنم ؟ خسته ام . خسته فیزیکی . پس این نرسینگ من کی تموم میشه ؟ چرا انقدر سخت میگیرن .
راستی هاپو کوچولوی من هنوز بعد این همه مدت اسم نداره . من از اسم گذاشتن سر در نمیارم . بچه که بودم ۱۰ تا عروسک داشتم . ۱۰ تاشم اسمشون لی لی بود .
بعدشم که رفتم دنبال درس و بدبختی هام . من چرا انقدر بدبختم ! چرا همش باید یا کار کنم یا درس بخونم ؟ اصلا چرا همه راحت خونه نشستن دارن میخورن میخوابن و مسافرت های خوب میرن و من هی باید این ور اون ور بودوئم ! چرا ؟ هاپو کوچولو تو بگو . چرا ؟
پ ن : چشمای من بادومیه ولی من میخوام چشمام گرد به نظر برسه . به نظر شما چطوری ارایش کنم که چشمام گرد به نظر برسه ؟ یه جا خوندم که میشه با ارایش چشمارو گرد کرد . ولی من بلت نیستم . چیکار کنم ؟ ایا راهی هست ؟
پ ن : یه اسم واسه هاپو کوچولو انتخاب کنید . من حوصله فکر کردن ندارم .
ولی کامنت دونیم که بسته است !! ![]()
چند روز پیش داشتم عکسای بچه های اقای سوپروایزر رو نگاه میکردم ...انقدر این بچه هاش خوشگلن که من انگشت به دهن از حسودی ترکیدم .
هردوتاشون چشمای درشت رنگی و موهای طلایی انگار رنگ شده داشتن . ادم دلش میخواست فقط این بچه هارو خیره خیره نگاه کنه .
میگم این اروپایی ها کلا حق دارن نژاد پرست باشن . البته همه بچه ها خوشگل و دوست داشتنی هستن ولی بچه های این اروپایی ها یه چیز دیگه هستن . کاش منم بچه ام انقدر خوشگل بشه .
یکی از دکتر های بخش ما از هاوایی برگشته . برای من و دختر ویتنامیه خوراکی و شکلات های عجیب غریب اورده . همشو دادم به رنیتا . من شوکولات دوست ندارم . از مزه اش خیلی بدم میاد .
فرشته مهمونی داده بود . دیگه از صبح رفته بودم خونه فرشته واسه کمک و پخت و پز . میگو و خورشت کرفس درست کردیم . نذاشتم زیاد کار کنه چون حامله هست . فرشته جونم دیگه ۲۷ سالشه . بچه ام وقت مادر شدنشه ....
خواهر شوهر سابق فرشته هم بود . نمیدونم فرشته با این قیافه و سطح خانوادگی بالا چطوری با اون مرد و اون خانواده زندگی کرده بود ! وحشتناک به نظر میرسه . به فرشته گفتم بهترین کار زندگیتو انجام دادی .
از وقتی فرشته حامله شده به نظرم خوشگل تر شده . البته خوشگل بود . فرشته خیلی شبیه دمی مور میمونه . ....بگذریم .... کلی درس دارم . الان تو استارباکسم .
و این منم زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
مشغول خوردن پیتزا
کنار شومینه ...تو بغل سوپروایزر ....![]()
یه فروشگاه ایرانی عربی کشف کردیم . دیروز با اقای سوپروایزر رفتیم اونجا .
اقای سوپروایزر تی شرت مشکی پوشیده بود با شلوار جین خیلی خوشفرم . عین مانکن شده بود . موهاش قهوه ای روشنه و توش رگه های طلایی داره . انقدر موهاش خوشفرم وایساده بود که هرچی ایرانی و عرب بود خرید کردنشونو ول کرده بودن داشتن اقای سوپروایزرو نگاه میکردن . فک کن ؟
شیوا دوست ایرانی فرشته هم بود .همونی که اون روز تو استارباکس هی پز ماشینمو بهش داده بودم و هی اکیورا اکیورا میکردم و عصبیش میکردم !
فکر کنم چشمش داشت در میومد . یعنی یه جوری به اقای سوپروایرز نگاه میکرد که کاملا معلوم بود اقای سوپروایزر بدجوری تو گلوش گیر کرده . دوستاش هم داشتن با چشمشون منو فحش میدادن !! من خوشحال به امر مقدس پز دادن مشغول شدم و دست اقای سوپروایزرو محکم چسبیده بودم
. سرمو رو سینه اش میذاشتم .
کپ عمه کوچیکم هستم . از بچگی عاشق پز دادن بودم . البته فقط برای ادمای اسگل و حساس . اره . اخلاق بدیه ولی حوصله عوض شدن و خاکی و افتاده بودن رو ندارم
وقتی کنارش راه میرم حتی انگشت کوچیکه اش هم نمیشم . خیلی از من سرتره . دلم میخواد باهاش ازدواج کنم . اگه من تورش بزنم دیگه رو هوا هستم . البته از خوش شانسیم اونم مثل بقیه مردای اروپایی احساسشو نمیگه !! damn
بگذریم . از اونجا زرشک و زعفرون و رب انار خریدیم . تازه نون بربری هم میفروخت . من داشتم از خوشحالی بال در میاوردم . میخوام برای اقای سوپروایزر فسنجون درست کنم . غذای ایرانی دوست داره. اونم دست پخت چرب و چیلی من ! ( برعکس اکس بوی فرند نیوزلندی که هی ادا اطوار در میاورد ) .
دومین روز کلینیکال اینترشیپم به خوبی و خوشی گذشت . معلمم, کارن , رو خیلی دوست دارم . کنارش اعتماد به نفسم میره بالا .
تروخدا هرکی این جارو خوند برای اینترشیپ من دعا کنه . به قول مامان از اون ادما نیستم که هر دقیقه شانس بیارم و هر دقیقه پول گنده دستم بیاد .
سوپر خوشگل هم نیستم که از راه خوشگلی و مانکنی پول در بیارم ( البته کوه نمکم ) . یه دختر معمولیم مثل بقیه دخترا که یه بار شانس اورده و الان هم زندگیش رو همین درسشه . پس دعا کنید موفق بشم . من باید تمومش کنم .
دیگه اخراشه ....به پایان راه نزدیکم ......
بی ربط ۱ : دلم یه استخر حسابی با جنی و رنیتا میخواد . از اونایی که بشینیم کنار استخر و از خودمون عکس بگیریم . از اونایی که بعدش بریم ماساژ . ببینم اخر هفته میتونیم اجراش کنیم یا نه !!